تبليغاتX
به وبلاگ نویس شلیک کنید !

آیا تو آن گمشده ام هستی؟
چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 2:7 بعد از ظهر
 

نگاهی به فیلم: گلهای پژمرده (broken flowers)

کارگردان: جیم جارموش

 

 

 

سینمای امریکا را باید سینماهای آمریکا نامید چرا که صنعت فیلمسازی

 این کشور مجموعه ای غریب از سلایق مختلف است که از ۴ گوشه ی

دنیا دور هم جمع شده اند و به صورت کاملا مسالمت آمیز به ساخت فیلم

 دلخواه مشعول هستند .

اما به صورت بومی این کشور دارای ۳ مکتب عمده ی فیلمسازی است

 که به نطر من از میان آنها مکتب نیویورک موفق تر و پربار تر است.

هر چند همین مکتب نیویورک را هم می توان به شاخه های مختلف تقسیم

کرد که به طور مثال جدایی سبک ( وودی آلن)و ( مارتین اسکورسیزی)

از همدیگر امری بدیهی و اثبات شده است .

( جیم جارموش) را هم به روایتی از دسته ی فیلمسازان مکتب نیویورک

 به شمار می آورند که به طبقه ی روشنفکر و آوانگارد آن تعلق دارد

هر چند خود جارموش با فیلمهایش سعی کرده است تاخود را از شر

 قواعد این دسته بندی ها خلاص کند .

تا قبل از فیلم ( گلهای پژمرده) ، جارموش به این شهره بود که

 در فیلمهایش از ستارگان روز هالیوود استفاده نمی کند

 ( به استثنای جانی دپ در فیلم مرد مرده که در آن موقع هم

به اندازه ی اکنون مشهور و ستاره نبود) و در بهره گیری از

 جذابیت بصری و جنسی رایج در سایر فیلمها به شدت سختگیر

و ممسک است. اما با مشاهده ی اسامی بازیگران فیلم آخر او

که پر است از ستارگان سالهای دور هالیوود، این نظر در ذهن 

 متبادر می شود که جارموش دست از اصول خود شسته است

 و به حضور ستاره درسینمای خود راضی شده است.

اما باید گفت که این هم به وسیله ای دیگر برای دغدغه ی

 فیلمساز تبدیل شده است و این نکته را متذکرمی شود که

هر قاعده ی آوانگاردی در اثر کثرت استفاده خود به قاعده ای

 کلاسیک تبدیل می شود که نیاز به شکسته شدن دارد .

جدای از ( بیل مورای ) که هم در هالیوود ستاره است و

هم سابقه ی حضور در فیلمهای خاص وهنری را دارد دلیل

 استفاده ی جارموش از ستارگانی چون ژول دپی ،شارون استون ،

 جسیکا لنگ را می توان به نوع تفکر این فیلمساز ربط داد که

عادت دارد در هر فیلم خود جدا از حرفی که مد نظردارد به

انتقاد و هجو یک سری مسایل و نکات هنری می پردازد .

این سابقه را می توان در فیلم( مرد مرده)با هجو ژانر وسترن

 و یا فیلم ( گوست داگ) با هجو ژانر گنگ و فیلمهای مافیایی

 جستجو کرد که در این فیلم به انتقاد از استفاده ی ابزاری

 از زنان در سینما ی هالیوود رسید است .

در واقع در فیلم ( گلهای پژمرده) ، جارموش با لیست کردن

 اسامی ستارگان سالهای دور هالیوودکه اکنون گرد پیری

 بر چهره دارند و دیگر از جذابیت قبل بهره ای ندارند به

سرایش مرثیه ای برحضور زنان زیبا و استفاده ی ابزاری

و جنسی گرایانه از آنان در سینمای هالیوود پرداخته و همانطور

که در طول قصه ی فیلم متوجه می شویم ، این زنان سابق بر

 این معشوقه های دان ( بیل مورای ) بوده اند که اکنون پیر

 شده اند و هر کدام به زندگی خاص و تا حدی احمقانه ای مشغول هستند .

در واقع زمانی که از سوی دان مورد استفاده ی جنسی واقع می شدند

 ارزشی داشتند و حالا که دیگر آن جذابیت پیشین را ندارند با نگاه

 تمسخر آمیز و دلسوزانه ی دان مواجه می شوند . این ستارگان در

هالیوود هم با همین نگاه روبرو هستند . تازمانیکه حاضر باشند

عریان در فیلمها حاضر شوند و از جنسیت خود خرج کنند خریدار

دارند و به محض اینکه سن و سالی از آنان بگذرد دیگر سکه ی

آنان خریداری ندارد.

 

در فیلم ( گلهای پژمرده) ، جارموش بار دیگر به سراغ پرستش

 موضوع مورد علاقه خود یعنی ادبیات رفته است . کاری سابقه ی

 آن نیز در فیلمهای قبلی او قابل ردیابی است . اگر او در مرد مرده

به ستایش ( ویلیام بلیک ) شاعر بزرگ آمریکایی می پردازد و در

 ( گوست داگ ) به تمجید ادبیات مشرق زمین می پردازد در این

فیلم او به سراغ ادبیات پلیسی که بسیار در بین مردم آمریکا محبوب

و مورد علاقه است رفته و وارد کردن یک شخصیت با مزه به نام

 ( وینستون) که همسایه ی دان است و کارآگاه بازی های او در

 تشویق دان برای پیدا کردن زنی که نامه ی ابتدای فیلم را برای

 او فرستاده است به نام بردن از شخصیتهای معروف این ژانر

 از ادبیات و ادای دین به آنها می پردازد.

نوشته شده توسط امیر موسوی | موضوع: تحلیل فیلم | لینک ثابت |