نگاهی به فیلم: ( do not come knocking)

کارگردان: ویم وندرس
شباهت موجود بین فیلم ( مزاحم نشوید) و ( پاریس تگزاس)
تصادفی نیست گویا فیلمساز بعد از سالها بازگشته تا
فصل جدیدی از ادامه ی جنس حرف خود در آن فیلم را بگشاید
و به تصحیح نظریات خود بپردازد .
اگر در ( پاریس تگزاس) ، وندرس قصه ی جماعتی را روایت
می کند که در جستجوی مادر ، سرزمین مادری و به عبارتی
اصل خویش می گردند در این فیلم پا به مرحله ی بعدی
تفکرات خود گذاشته است و این بار از منظری دیگر به تم
مورد علاقه ی خود پرداخته است.
وندرس در فیلم( مزاحم نشوید) اعتقاد دارد که هر چند
دامان مادر می تواند آرامش بخش و مطمئن باشد
اما آنچه که به شخصیت انسان قوام می دهد چیزی
است که از پدر خود یا به عبارت بهتر از اجداد خود به
ارث می برد.
(( هاوارد اسپنس)) با بازی ( سام شپارد) ، بازیگری
است که به خاطر بازی دز فیلمهای وسترن
و در نقش یک گاوچران خوب و انسان ، شهره ی
عام و خاص شده است . اما در پشت این نقاب
فریبنده ، انسانی است که به هیچ قاعده ی
اخلاقی مقید نیست و همه ی عمر خود را
صرف عیاشی و به صبح رساندن با زنان و
دختران مختلف کرده است.
در صحنه ای از فیلم (( اسپنس)) پس از بازگشت
به خانه ی مادرش بعد از چندین سال به آلبومی
که مادر از بریده ی خبرهای روزنامه های مختلف
از او درست کرده است نگاه می کند و بدون استثنا ،
همه ، اخبار مربوط به بد اخلاقی ها و رفتارر زشت
اجتماعی او ست .
با دیگر نگاه فیلم( do not come knocking) را
می توان مرثیه ای بر اخلاقیات آمریکایی
و سرخوشی ذاتی این فرهنگ دانست .
فرهنگی که نقطه ی تولد آن را می توان ژانر
سینمایی ( وسترن) دانست و درست به مثابه
نام کتاب ( خدا حافظ گری کوپر) اثر درخشان
رومن گاری که به نوعی استعاره ای از خدا حافظی
با فرهنگ و اخلاق آداب مدار آمریکایی است که در
طول تاریخ سینما بیش از همه کس ( گری کوپر)
را طلایه دار و نماینده ی خود می بیند ، در این
فیلم هم با نگاهی انتقادی به فراموشی این
فرهنگ ، دلیل معضلات جامعه ی امروز را همین
از خود بیگانگی و قوی نبودن میراث پدران می داند .
(( هاوارد اسپنس)) در آخر این فیلم می گوید که
این آخرین فیلمی است که باز ی میکند .
در واقع به وداع با ژانری می پردازد که به نوعی
میراث پدران سینمای آمریکا محسوب می شود
و رو به خاموشی است .
